قهوه یکی از محبوبترین نوشیدنیهای جهان است که از دانههای بوداده گیاه قهوه تهیه میشود. این نوشیدنی تلخ و پرکافئین نه تنها به بخش ثابتی از زندگی روزمره میلیونها انسان تبدیل شده، بلکه در شکلگیری مراودات فرهنگی و تاریخی نیز نقشی مهم داشته است. در این مقاله به طور جامع به **پیدایش قهوه** و سیر تکامل آن از افسانهها و روایتهای کهن تا تبدیلشدن به یک کالای جهانی و فرهنگی پرداخته میشود. ابتدا به داستانهای تاریخی و اسطورهای کشف قهوه و نخستین موارد مصرف آن در جهان اسلام میپردازیم؛ سپس مسیر گسترش قهوه در سطح جهان، از ورود به اروپا در قرن هفدهم تا کشت آن در مستعمرات و شکلگیری صنعت جهانی قهوه، بررسی خواهد شد.
روایتهای تاریخی و افسانهای از کشف قهوه
افسانه کالدی:
یکی از مشهورترین روایتهای افسانهای درباره کشف قهوه به چوپانی حبشی به نام «کالدی» نسبت داده میشود. بر اساس این افسانه، کالدی در سدهٔ نهم میلادی در ارتفاعات اتیوپی زندگی میکرد و روزی مشاهده کرد که بزهایش پس از خوردن دانههای نوعی گیاه حالت پرنشاط و سرزندهای پیدا کردهاند. کنجکاوی کالدی باعث شد خود نیز از آن دانهها مصرف کند و انرژی مضاعفی را تجربه نماید. گفته میشود او این کشف را با راهبان یک صومعه در میان گذاشت و آنان با دانههای بودادهٔ این گیاه نوشیدنی تازهای آماده کردند که به سرعت مورد توجه قرار گرفت. هرچند داستان کالدی سند تاریخی معتبری ندارد و نخستین بار در منابع چاپی قرن هفدهم مطرح شده است، اما این افسانه به شکل نمادین به منشأ اتیوپیایی قهوه اشاره دارد.

نخستین شواهد در یمن:
آنچه از تحقیقات تاریخی برمیآید، این است که قهوه به عنوان یک نوشیدنی احتمالاً برای اولین بار در یمن مورد استفاده قرار گرفت. قدیمیترین شواهد معتبر از مصرف قهوه به شکل نوشیدنی مدرن به اواسط قرن پانزدهم میلادی در یمن امروزی بازمیگردد. در آن دوران، صوفیان در خانقاهها و زیارتگاههای خود دانههای قهوه را بو داده و دم میکردند و از این نوشیدنی که «قهوه» (برگرفته از واژه عربی *قَهْوَة* به معنی شراب) نامیده میشد برای بیدار ماندن، تمرکز و ذکر گفتن بهره میبردند. دانهٔ قهوه بومی ارتفاعات جنوبغربی اتیوپی (منطقه کفا) است و توسط بازرگانان از طریق بندرهای سومالی به یمن منتقل شد و در خاک یمن کشت گردید. به این ترتیب، یمنیها نخستین کسانی بودند که حدود سده ۱۵ میلادی نوشیدنی قهوه را به شیوهای مشابه دمکردن امروزی تهیه و مصرف کردند. آنان این نوشیدنی جدید را به دلیل رنگ تیره و نیز جایگزینیاش برای شراب، «قهوه» نام نهادند که بعدها واژههای *coffee* و *café* در زبانهای اروپایی نیز از همین نام گرفته شد.
استفاده صوفیان و ورود به جهان اسلام:
نوشیدن قهوه به سرعت با مراسم و آداب مذهبی جهان اسلام پیوند خورد. صوفیان در یمن و حجاز از قهوه به عنوان جایگزینی برای شراب در حلقههای ذکر و شبزندهداریهای مذهبی استفاده میکردند. گفته شده است که تا اوایل قرن شانزدهم میلادی، نوشیدن قهوه در شهر مقدس مکه رایج شده بود و از طریق زائران و بازرگانان به سرزمینهای مجاور راه یافت. به مرور قهوه به مصر، شام (سوریه) و دیگر بلاد اسلامی رسید و قهوهخانهها به عنوان مکانهایی برای سرو قهوه و معاشرت پدیدار شدند. برای نمونه، در حوالی سال ۱۵۱۰ میلادی قهوه از طریق بندر مُخا در یمن به مصر صادر شد و در شهر قاهره در اطراف دانشگاه دینی الازهر چندین قهوهخانه تأسیس گردید. تا اواسط سدهٔ شانزدهم، فرهنگ قهوهنوشی به شهرهای بزرگی چون حلب در شام و استانبول، پایتخت امپراتوری عثمانی، نیز راه یافت؛ به طوری که در سال ۱۵۵۴ نخستین قهوهخانه در استانبول آغاز به کار کرد. بدینترتیب قهوه در سراسر جهان اسلام از شبهجزیره عربستان و ایران تا شمال آفریقا و آناتولی رواج پیدا کرد.
با گسترش مصرف قهوه در میان مسلمانان، بحثهایی پیرامون مشروعیت آن درگرفت. برخی فقها در اوایل قرن شانزدهم قهوه را به دلیل آثار محرک آن با شراب قیاس میکردند و در شهرهایی مانند مکه و قاهره، علمای دینی و حاکمان وقت کوشیدند مصرف قهوه را ممنوع اعلام کنند. در استانبول نیز در دوره سلطان مراد چهارم (۱۶۲۳–۱۶۴۰ م) نوشیدن قهوه قدغن شد و برای متخلفان حتی مجازات مرگ مقرر گشت. با این حال، این ممنوعیتها دیری نپایید و به دلیل محبوبیت روزافزون قهوه در میان مردم، فتواها و احکام منع به شکست انجامید. سرانجام علمای اهل سنت به این توافق رسیدند که قهوه ذاتاً «مُباح» (حلال) است و مصرف آن اشکالی ندارد. پس از آن، قهوه و قهوهخانهها به عنوان بخشی پذیرفتهشده از فرهنگ اسلامی تثبیت شدند. قهوهخانهها در جهان اسلام به محافلی پرتردد برای گفتوگوهای اجتماعی، شعرخوانی، بازیهایی مانند تختهنرد و شطرنج و تبادل اندیشه تبدیل شدند و نقشی شبیه انجمنهای مردمی را ایفا کردند.
روند گسترش قهوه در سطح جهانی
ورود قهوه به اروپا
آشنایی اروپاییان با قهوه از طریق تعاملات آنان با جهان اسلام رقم خورد. در اوایل قرن هفدهم میلادی، کمپانیهای بازرگانی استعمارگر مانند شرکتهای هند شرقی انگلیس و هلند مقادیر زیادی قهوه از بندر مُخا در یمن خریداری کرده و از راه دریا (از مسیر دماغه امید نیک در جنوب آفریقا) به اروپا حمل میکردند. همزمان، مسیر زمینی امپراتوری عثمانی نیز قهوه را به دروازههای اروپا رساند؛ به طوری که در لشکرکشیهای عثمانیان تا قلب اروپا (از جمله محاصره وین در ۱۶۸۳ م) دانهها و سنت قهوهنوشی همراه سپاهیان ترک به اروپاییها معرفی شد. در آغاز، بسیاری از اروپاییان به قهوه با دیدهٔ تردید مینگریستند و آن را «نوشیدنی مسلمانان» میدانستند. با این حال، به تدریج کنجکاوی و جذابیت این نوشیدنی جدید بر بدبینیها غلبه کرد. روایت مشهوری نقل شده که در حدود سال ۱۶۰۰ میلادی پاپ **کلمنت هشتم** پس از چشیدن قهوه، آن را چنان دلپذیر یافت که انحصار آن در دست مسلمانان را خطایی بزرگ دانست و گفت باید قهوه را «تعمید» داد تا نوشیدنیای مقبول در عالم مسیحیت شود.
نخستین کافهها و قهوهخانههای اروپا در اواسط قرن هفدهم برپا شدند و قهوه به سرعت در زندگی شهری اروپایی جای خود را باز کرد. در سال ۱۶۴۵ اولین قهوهخانه در ونیز ایتالیا افتتاح شد و اندکی بعد، در دههٔ ۱۶۵۰ میلادی کافهها در انگلستان و فرانسه نیز ظهور کردند. از جمله *قهوهخانه کوئینز لن* در دانشگاه آکسفورد انگلستان (تأسیس ۱۶۵۴ م) و کافه *پروکوپ* در پاریس (تأسیس ۱۶۸۶ م) که محافل مورد علاقه روشنفکران و هنرمندان بودند. تا اواخر قرن هفدهم میلادی، نوشیدن قهوه در سراسر اروپا عمومیت یافته بود و همانند سرزمینهای اسلامی، قهوهخانههای اروپایی نیز به کانونهایی برای معاشرت، مطالعه، تبادل اخبار و طرح اندیشههای تازه بدل شدند. برای نمونه، تاریخنگاران ذکر کردهاند که بسیاری از متفکران عصر روشنگری مشتری دائمی قهوهخانهها بودند و برخی مانند ولتر نویسندهٔ شهیر فرانسوی برای تمرکز و الهامگیری روزانه دهها فنجان قهوه مینوشیدند. البته در برخی کشورها رقابت چای با قهوه نیز قابل توجه بود؛ مثلاً در انگلستان پس از اوایل قرن هجدهم تمایل عمومی از قهوه به چای معطوف شد و بریتانیاییها که استعمار هند و تولید انبوه چای را در دست داشتند، چای را جایگزین ارزانتری برای قهوه یافتند.
نقش استعمار و کشت قهوه در مستعمرات:
اروپاییان خیلی زود دریافتند که برای تأمین تقاضای روزافزون قهوه نمیتوانند تنها به واردات از یمن و حبشه متکی باشند. از این رو در اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم میلادی، کاشت درختان قهوه را به مستعمرات خود در مناطق استوایی منتقل کردند. هلندیها که در تجارت قهوه پیشگام بودند، نهالهای قهوه را به جزیره **جاوه** (اندونزی امروزی) و **سیلان** (سریلانکا) بردند و این گیاه را در آنجا پرورش دادند. اولین محمولهٔ عمده قهوهٔ کشتشده در مستعمرات هلند، در سال ۱۷۱۱ میلادی از جاوه به اروپا صادر شد. فرانسویها نیز در اوایل دهه ۱۷۲۰ م نهالهای قهوه را به مستعمرات خود در جزایر کارائیب منتقل کردند؛ گفته میشود افسر نیروی دریایی فرانسه **گابریل دوکلیو** در سال ۱۷۲۰ یک نهال قهوه را مخفیانه به جزیره مارتینیک برد و ظرف چند دهه هزاران درخت قهوه در آن جزیره رویید. از همینجا کشت قهوه به مستعمره **سندومینگ** (هائیتی امروزی) و سایر مناطق آمریکای مرکزی و جنوبی گسترش یافت.

کشت وسیع قهوه در هائیتی تحت استعمار فرانسه از ۱۷۳۴ م آغاز شد و تا سال ۱۷۸۸ این جزیره نیمی از قهوه مصرفی جهان را تولید میکرد. این رونق اما بر پایه سیستم ظالمانه بردهداری بنا شده بود؛ هزاران بردهٔ آفریقایی در مزارع قهوه هائیتی به کار گمارده شدند و شرایط دهشتبار کار آنان در نهایت جرقهٔ **انقلاب هائیتی** (۱۷۹۱ م) را زد که به نابودی بخش عمدهای از صنعت قهوه در آن مستعمره انجامید. پس از افول هائیتی، توجه استعمارگران به برزیل معطوف شد. در اوایل قرن نوزدهم میلادی برزیل (تحت استعمار پرتغال) با بهرهکشی گسترده از بردگان آفریقایی به بزرگترین تولیدکننده قهوه جهان بدل گشت، چنانکه حدود یکسوم قهوه مصرفی دنیا در مزارع برزیل کشت میشد. تا میانهٔ قرن نوزدهم برزیل مقام نخست تولید قهوه در جهان را به دست آورد و این جایگاه را تا امروز نیز حفظ کرده است. به مرور کشورهای دیگری در مناطق مناسب اقلیمی (آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین) نیز کشت قهوه را آغاز کردند و انحصار تولید از دست منطقه عربی خارج شد. برای نمونه، یمن که زادگاه قهوه به شمار میرفت، در رقابت با تولید انبوه سایر کشورها به حاشیه رانده شد؛ چنانکه در سال ۲۰۱۱ میلادی کل صادرات قهوه یمن تنها ۲۵۰۰ تن بود و امروز هیچیک از کشورهای عربی در میان تولیدکنندگان عمده قهوه جهان قرار ندارند.
قهوه به عنوان کالایی جهانی و فرهنگی:
از قرن نوزدهم به بعد، قهوه به یک محصول استراتژیک در تجارت جهانی بدل شد. شهرهایی مانند موکا (مُخا) در یمن که زمانی مرکز تجارت قهوه بودند، جای خود را به بنادر استعماری در آسیای جنوبشرقی و هند غربی دادند. قهوه در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم یکی از مهمترین صادرات کشورهای استوایی مانند برزیل، کلمبیا، اندونزی و بعدها ویتنام شد و اقتصاد بسیاری از این کشورها را تحت تأثیر قرار داد. امروزه دانههای قهوه به عنوان یک **کالای کشاورزی جهانی** در بورسهای بینالمللی معامله میشوند و صنعت قهوه ارزشی صدها میلیارد دلاری دارد. میلیونها نفر در سراسر جهان در زنجیره کشت، تجارت، توزیع و سرو قهوه اشتغال دارند و معیشت حدود ۱۲۵ میلیون نفر به این صنعت وابسته است.
فراتر از جنبه اقتصادی، قهوه به یک پدیده فرهنگی جهانی نیز تبدیل شده است. عادات قهوهنوشی در فرهنگهای مختلف شکلهای متنوعی به خود گرفته است؛ از قهوهخانههای سنتی خاورمیانه که محلی برای دیدار و گفتوگو هستند تا کافههای مدرن شهری در غرب که نماد زندگی اجتماعی و پرمشغله امروز شدهاند. در بسیاری از جوامع، قهوه صبحگاهی یک آیین روزانه است و اصطلاح «وقت یک فنجان قهوه» در فرهنگ عامه کنایه از زمانی برای استراحت و گفتوگوی صمیمانه دارد. در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، قهوهخوری بخشی از آداب پذیرایی از میهمان است و قهوه تلخ معطر به هل را با تشریفات خاصی سرو میکنند. در مقابل، در اروپا سبکهایی مانند اسپرسو، کاپوچینو و کافه لاته رایج شده که هر کدام خاستگاه ملی و داستان پیدایش خود را دارند. به طور کلی، قهوه از یک نوشیدنی آیینی صوفیان در گوشهای از جهان به یک فرهنگ جهانی بدل شده است؛ فرهنگی که هم تعاملات اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده و هم الهامبخش هنر، ادبیات و حتی نوآوریهای صنعتی (مانند اختراع قهوه فوری و دستگاه اسپرسوساز) بوده است.

نتیجهگیری
داستان پیدایش قهوه ترکیبی است از افسانه و واقعیت؛ از بزهای سرمست کالدی در کوهستانهای اتیوپی گرفته تا صوفیانی که در صومعههای یمن نخستین جرعههای قهوه را چشیدند. این نوشیدنی به سرعت مرزهای جغرافیایی و فرهنگی را پشت سر گذاشت: در جهان اسلام به عنوان جایگزینی برای شراب مقبولیت یافت و علیرغم مخالفتهای اولیه، در زندگی اجتماعی مسلمانان جایگاه خود را تثبیت کرد. اندکی بعد، قهوه راه خود را به اروپا گشود و با وجود تردیدها، به نوشیدنی محبوب شهروندان و اندیشمندان تبدیل شد. سپس دوران استعمار، قهوه را به اقصی نقاط مناطق استوایی برد و آن را به محصولی سودآور – هرچند به بهای استثمار انسانها – بدل ساخت. در نهایت، قهوه به معنای واقعی کلمه یک کالای جهانی شد؛ کالایی که امروز در بیش از ۷۰ کشور کشت میشود و در فرهنگهای گوناگون نمادی از مهماننوازی، معاشرت یا شروع انرژیبخش روز است. سرگذشت پیدایش و گسترش قهوه نشان میدهد چگونه یک کشف ساده میتواند از دل افسانهها سربرآورد و طی قرون متمادی بر تاریخ اقتصاد و فرهنگ جهانی اثر بگذارد.
منابع
- جان مکهوگو. «قهوه: چگونه نوشیدنی عرفای عرب جهانی شد؟» وبسایت بیبیسی فارسی (۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ / ۲۳ آوریل ۲۰۱۳).
- تاریخچه قهوه در دنیا و ایران». وبسایت پارسینه (۱۸ مهر ۱۳۹۷).